أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
548
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
در اوّل ز آدم سخنساز شد * دگر ز انبيا نكتهپرداز شد 71 در اوّل كه بودند خيل رسل * نه خيل رسل كز جهان جزو و كلّ 74 در اوّل كه دين نبى شد عيان * ز كملشكرى مىنبودش زيان 89 در ايّام او ديد بىالتباس * تنِ فقر از اكسون شاهى لباس 155 در باغ ظفر چو تيغ نيلوفر ماست * پيكان به مثل غنچه جانپرور ماست 50 در برش پرنيان نيلىتن * چون پرند سپهر و جسم پرن 355 در بلندى چنان رفيعمحل * كه لگدكوب اوست اوج زحل 320 در جام كسى نريخت صاف مى عشق * كز دردى غم نساخت مالامالش 316 در جهانى و از جهان بيشى * همچو معنى كه در بيان باشد 315 درختان خرم از باد بهارى * گلستان كرده عزم پردهدارى 252 درختى تنش خشك و جسمش نزار * عجب آنكه ناكرده گل داده بار 266 درخشيد از اوج شرف اخترى * كزو روشنى يافت هر كشورى 132 درخشيدن تيغ عالمگداز * چو خور برقزن از نشيب و فراز 235 در دهر به غير شرب اصفا چه كنيم * جز همدمى جام مُصفا چه كنيم 251 در رزم اگر كسى نشد روى به روى * از وى ره و رسم مكرمت هيچ مجوى 113 در سلطنت خيال دويى به قرار ملك * باشد چو فكر كوته مشرك حكايتى 93 ، 324 در كشور دين و داد باد از خداى * هر فتح تو بر فتح دگر راهنماى 172 در لطافت منزلى بس بىعديل * سبزهاش ريحان و آبش سلسبيل 259 درو بام آن جنّت بىقصور * منوّر شد از سرّ اللّه نور 206 درونش ز هر طعمه در امتلا * برونش مُرصّع چو درج طلا 214 درونش گلشن از نازكنهالان * برونش روشن از مشكينغزالان 217 دريا و كوه را بگذاريم و بگذريم * سيمرغوار زير پر آريم خشك و تر 93 دُرّى چند در سمط انشا كشد * كه آن عقد سر تا ثريا كشد 201 دريغا كه اين چرخ مردمرباى * غمافزاست پيوسته نى غمزداى 58